|
استاديار گروه زبان و ادبيات انگليسی دانشگاه فردوسی مشهد كه در ديدار 28 مهر ماه، همراه با بيش از 2500 نفر از بانوان قرآنپژوه در محضر مقام معظم رهبری حضور داشت، معتقد است كه مرحله آغازين ترجمه قرآن همان لوازمی را میطلبد كه مفسر به آنها نياز دارد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، «شهره شاهسوندی» استاديار گروه زبان و ادبيات انگليسی دانشگاه فردوسی مشهد، كه در ديدار بانوان قرآنی كشور با مقام معظم رهبری در حسينيه امام خمينی (ره) نيز حضور داشت، درباره نقش جنسيت زبانی در ترجمه و تفسيرهای قرآنی نظراتی دارد كه درپی میآيد. *** قرآن كريم كلام خدا و معجزه خاتم الانبياء حبلالله المتين و احدی الثقلين، يگانه منبع تحريف ناشده بشر كه فهم آن برای هدايت بشر ضروری است و دانشمندان از همه ابزارهای موجود در بهرهمندی از آن استفاده میكنند، بدون شك قرآن كريم، زبان خاص خود را دارد و نمیتوان آن را با زبان رايج در يك واحد بشری مقايسه كرد، هماهنگی ميان الفاظ، استقلال و پيوستگی مطالب سازگاری تام مجموعه آيات و سورهها، استفاده از سبك و اسلوبهای گوناگون، داشتن مطالب و رازهای شگفت در عين سادگی زبان و وضوح بيان ـ درست همانند فصاحت و بلاغت آن ـ معجزهآسا و فوق بشر است، مباحث عميق فلسفی، عرفانی، اخلاقی، تربيتی، فقهی، تاريخی و ... در سراسر قرآن موج میزند و هر صنفی از آن خوشهای میچيند كه ديگران از آن غافل يا عاجزند، اما در عين حال همه آيات الهی برای همگان به نحوی قابل استفاده و بهره برداری است، بنابراين نمیتوان زبان قرآن را با هيج زبانی مقايسه كرد و مثلا آن را صرفا زبانی معمولی و عرفی و يا زبانی همانند زبان فيلسوفان يا عارفان دانست. در قرآن اشاره به داستانهايی از انبياء و اقوام گذشته، گفتوگو محاورهای ميان افراد، قوانين و احكام شريعت، صنايع ادبی، مباحث علمی، تربيتی و موضوعاتی بسيار ديگر وجود دارد كه به شكلی بینظير در يكديگر تنيده شده است، به علاوه در سراسر قرآن عدول از زبانی ساده و صريح به زبانی تمثيلی مشهود است، تمامی اين حوزهها متنوع فرآيند كلامی را به وجود آورده كه مختص به قرآن است و با هيچ متن ديگری قابل مقايسه نيست، فهم قرآن منوط به برخورداری از علوم و دانشهای مختلفی است كه فقدان هر يك، فهم مقصود خداوند از الفاظ و عبارات قرآن را با ابهام مواجه میكند. | شهره شاهسوندی: | | فهم قرآن منوط به برخورداری از علوم و دانشهای مختلفی است كه فقدان هر يك، فهم مقصود خداوند از الفاظ و عبارات قرآن را با ابهام مواجه میكند | از سويی ديگر، توجه به پيوند سيستمی آيات قرآن و در نظر گرفتن اين نكته كه بيانهای گسسته درباره يك موضوع در كل قرآن، نه تنها با يكديگر پيوند استوار دارند كه كاملكننده و روشنگر نيز هستند، بايد در كار قرآنپژوهان لحاظ شود، بسياری از دانشمندان اين پيوند را عامل انسجام قرآن میدانند چنان چه اين وجه از ويژگیهای قرآن مجيد ناديده انگاشته شود چه مفسر و چه مترجم در فهم خود از قرآن دچار مشكل خواهد شد، آن چه در مورد غالب ترجمهها و بسياری از تفاسير صادق است، استفاده از روش بررسی آيه به آيه براساس نظم تربيتی آيات در قرآن كريم است. اين رويكرد در تفسير و ترجمه قرآن ـ باتوجه به اين كه ترجمه نوعی تفسير است ــ بدون توجه به آيات هم مضمون اگر به عنوان تنها روش درك و فهم قرآن در نظر گرفته شود مانع ارائه برداشتی قابل قبول از قرآن كريم خواهد شد، به عنوان نمونه میتوان به مقوله زن از ديدگاه الهی اشاره نمود، تفاوت فاحش ميان برداشتهای بسياری از مترجمان و مفسران با آنچه از بررسی موضوعی زن در قرآن كريم با عنايت به مقوله جنسيت زبانی و تفاوتهايی كه در دستور زبانهای مختلف در اين خصوص وجود دارد، مشاهده میشود اهميت موضوع در اين است كه نگرش مثبت قرآن كريم به زن در فرآيند ترجمه و تفسير در بسياری موارد به نگرشی منفی تبديل شده و با كمال تأسف آن چه تحت عنوان ديدگاه قرآن نسبت به زنان در ادبيات و فرهنگ و جوامع اسلام ما وجود دارد در اكثر موارد در تعارض با قرآن قرار دارد. سوگمندانه بايد گفت كه دختران و زنان ما آماج تبليغات سوء دشمنان و سياهنمايی آنان بوده و متأسفانه تصاير ارائه شده در ترجمهها و تفاسير نيز ناخواسته به كمك آنان میآيد. بايد توجه داشت، ترجمه از دو فرآيند فهم متن در زبان مبدا و فهماندن آن در زبان مقصد تشكيل شده است و فهميدن متن بر فهماندن آن مقدم است، در برگردان قرآن به زبان ديگر نيز مرحله نخست درك معنا و منظور كلام الهی است كه مترجم بايد بتواند به مدد ابزارهايی به آن دست يابد و سپس فهم خود را در قالب زبانی ديگر بريزد. قدر مسلم آن است كه ترجمه خود نيز نوعی تفسير است. زيرا از ميان احتمالهای موجود در برداشت از متن، مترجم در نهايت يكی را انتخاب مینمايد كه به نظر وی گزينه مطلوبتر است لذا، مرحله آغازين ترجمه قرآن همان لوازمی را میطلبد كه مفسر بدانها نياز دارد، اما آنچه كار مترجم قرآن را نسبت به مفسر قرآن دشوارتر میسازد آن است كه مترجم میبايد از دانش و مهارت زبانی بيشتری نسبت به مفسر برخوردار باشد تا بتواند مفاهيم را در قالب زبان مقصد به نحوی ارائه كند كه تقريبا بدون مراجعه به اصل قرآن، برگردان وی برای خوانندگان قابل درك و فهم باشد. از طرف ديگر، اختصار كلام از جمله محدوديتهايی است كه فرايند ترجمه بر مترجم تحيمل مینمايد. لذا از ميان احتمالات متعدد معنايی و ساختاری، مترجم معمولا يكی را برگزيده و در برگردان خود منعكس میسازد و احتمالات ديگر ـ چنانچه در پانوشت استفاده نشود ـ ناديده انگاشته میشود. حال آن كه اين امر در مورد تفسير قرآن صادق نيست و مفسر، به لحاظ ماهيت تفسير كه روشنگری و تبيين است، به راحتی میتواند احتمالات ديگر را پيشروی خواننده قرار دهد. | استاديار دانشگاه فردوسی مشهد : | | آنچه كار مترجم قرآن را نسبت به مفسر قرآن دشوارتر میسازد آن است كه مترجم میبايد از دانش و مهارت زبانی بيشتری نسبت به مفسر برخوردار باشد تا بتواند مفاهيم را در قالب زبان مقصد به نحوی ارائه كند كه تقريبا بدون مراجعه به اصل قرآن، برگردان وی برای خوانندگان قابل درك و فهم باشد | بدينترتيب، ميزان آشنايی مترجم با مكانسيم زبان مبداء و مقصد از اهميت ويژهای برخوردار است اما دانستن دو زبان مبدا و مقصد برای دستيابی به ترجمهای قابل قبول از قرآن كريم كافی نيست. حتی اگر مترجم در مرحله فهم قرآن دچار مشكل نباشد ـ كه امری بسيار دشوار است ـ به صرف دانستن زبان مقصد نمیتواند ترجمه موفقی ارائه نمايد، مگر آن كه به تفاوتهای دو زبان در سطوح مختلف آن (ساختار ـ معنا ـ منظور) آشنا بوده و به راههای مقابله با آن در برگردان متون احاطه داشته باشد. بدينترتيب، مكانسيم و ساختار متفاوت زبانها چنين میطلبد كه نوعی بررسی تطبيقی ميان زبان مبدا و مقصد صورت گيرد تا در مرحله فهماندن ـ باتوجه به اينكه اين مرحله در زبان مقصد صورت میگيرد ـ نتيجه مطلوب حاصل شود اين مقابله زبانی میبايد در سطوح مختلف زبان در ساختار، معنا، منظور و همچنين شيوههای ارتباط اين سطوح بر يكديگر صورت گيرد تا مترجم بتواند براساس ساز و كارهای ترجمه و ترجمهشناسی به بيان مفاهيم ادراك شده در زبان مقصد بپردازد. مقوله جنسيت زبانی و تفاوت آن در زبانهای عربی، فارسی و انگليسی يكی از مواردی است كه از ديد بسياری از مفسران و مترجمان پنهان مانده و توجه لازم به آن مبذول نشده است، حال آنكه عنايت به اين مقوله زبانی میتواند از بسياری از كج فهمیها و كج سليقگیها در بيان ديدگاه قرآن در خصوص زن جلوگيری نمايد. مقوله جنسيت زبانی در زبانهای مختلف نمود متفاوتی دارد، در زبان عربی، جنسيت زبانی به دو صورت مذكر و مونث ظاهر میشود و آنها نيز بر دو قسمند: حقيقی و مجازی. به طور كلی زبانی عربی زبانی جنسيتدار است كه تقريبا تمام اجزای يك جمله (اسم، فعل، صفت و ضمائر) از طريق روابط پيچيده شخص، شمار و جنسيت قرار دارند، بدين ترتيب در اكثر موارد اگر اسمی مذكر يا مونث (حقيقی يا مجازی) باشد فعل، صفت، يا ضمير به كار رفته در جمله و يا متن متاثر از آن است. از سوی ديگر، در خطابها، هر جمله بايد به يكی از دو صورت مونث و يا مذكر بيان شود و شق سومی وجود ندارد، در تداول عرب زبانان از ميان اين دو وجه، مذكر وجه غالب است؛ لذا كلام را با لفظ مذكر به كار میبرند و آنجا كه منظور كلام مذكر و مونث را دربرمیگيرد برداشت عام مینمايند، يعنی اگر كلامی از نظر لفظ مذكر است الزاما تنها به مردان اشاره ندارد و زنان را در برمیگيرد، زبان فارسی در عصر حاضر فاقد جنسيت زبانی است و تنها جنسيت فيزيولوژيك در آن نمود دارد. در زبان انگليسی نيز از جنسيت زبانی در سطح ضمائر و برخی كاربردهای مجازی بهره جسته است و در ديگر مقولههای زبانی فاقد جنسيت است. شايان ذكر است جنسيت زبانی و نقش آن در ترجمه و تفسيرهای قرآن عنوان رساله دكتری اين جانب بوده كه به زبان انگليسی نگاشته شده است، با كمال تاسف بايد اذعان نمود اين مقوله زبانی در اكثر قريب به اتفاق تفسيرها و ترجمههای قرآنی به فارسی و انگليسی مورد غفلت قرار گرفته و شايد بتوان گفت در مواردی نيز كه بدان پرداخته شده از سامان لازم برخوردار نبوده و تناقصهايی در آن ديده میشود. در خاتمه، به منظور بهبود وضعيت ترجمه قرآن در كشور ارهكارهای زير پيشنهاد میشود: 1- باتوجه به گستردگی مطالب، حيطهها، علوم و دانشها در قرآن، پژوهشها و ترجمه قرآن نمیتواند به يك رشته خاص محدود شود و لازم است مجموعهای از تخصصها اعم از علوم انسانی و تجربی در كنار يكديگر قرار گيرد تا پژوهش متقنی صورت گيرد. از سوی ديگر لزوم آشنايی با زبان قرآن و مباحث مرتبط با زبانشناسی وحی در پژوهشهای قرآنی میطلبد تا آنان كه به كلام وحی آشنا هستند به اين مهم دست يازند. به نظر میرسد، با انجام پژوهشهای ميان رشتهای بتوان به نتايج بهتری دست يافت. | شهره شاهسوندی: | | با ايجاد مركزی كه بر ترجمههای قرآن نظارت داشته باشد و ضوابط و استانداردهايی را برای آن تعريف نمايد، میتوان امر ترجمه قرآن را تا حد زيادی نظام مند نمود | 2- عموم مردم بيشتر با ترجمههای قرآن سر و كار دارند و ترجمههای موجود هر يك به نوعی دارای ايرادهايی هستند كه تا حد زيادی نشأت گرفته از عدم آشنايی مترجمان با علوم مختلف مرتبط با قرآن و فرايند و ساز و كارهای ترجمه و نظريات موجود در برگردان متون و تفاوتهای ساختاری زبانهاست. به نظر میرسد يكی از زمينههايی كه به طور جدی میتواند در خدمت پژوهشهای قرآنی باشد آشنايی با علم و فن ترجمه است. 3- ايجاد دانشكده و يا مراكز تربيت مترجم متون دينی بالاخص قرآن، باتوجه به مسئوليت نظام اسلامی به عنوان تنها دولت شيعه در تبيين اسلام ناب محمدی و شناساندن ديدگاه اهل بيت به جهانيان، ايجاد مركزی كه در آن دين باوران متعهد در كنار گذراندن واحدهای مورد نياز در پژوهشهای قرآنی و دينی با دانش و فن ترجمه متون دينی نيز آشنا شده و به صورت عملی به آن به پردازند بسيار ضروری به نظر میرسد. شايان توجه است كه ترجمه قرآن به فارسی نيز از اين قاعده مستثنی نبوده و نياز به آشنايی به فن ترجمه در برگردان به فارسی نيز احساس میشود. 4- نقد نظممند ترجمههای موجود و بازنگری در ترجمههای قرآنی براساس معيارهای علمی. 5- برای چاپ قرآن، مركزی بر صحت اعرابگذاری قرآن نظارت دارد كه بدون صدور مجوز آن امكان نشر قرآن وجود ندارد. به نظر میرسد با ايجاد مركزی كه بر ترجمههای قرآن نظارت داشته باشد و ضوابط و استانداردهايی را برای آن تعريف نمايد، میتوان امر ترجمه قرآن را تا حد زيادی نظام مند نمود. |